|
ملل و نحل نويسان معمولاً ديد منفي نسبت به فرقه نصيريه داشته اند و برخي آنها را علوي خوانده يا جزء شيعه اثني عشري محسوب مي نمايند. اين فرقه به طور عمده امروزه در سوريه و بعد از آن در كشورهاي عراق و لبنان و ... وجود دارد. اطلاعات صحيح درباره اين فرقه بسيار اندك بوده و حتي در ايران نيز كار نشده است . محققان عرب نيز كه روي آن كار كرده اند متأسفانه تأكيد اسلام مبني بر صداقت و امانت را رعايت نكرده اند گاهي عقايد شعب خارج از اين فرقه را به آنها نسبت داده اند. البته اينرا هم بگوئيم كه امروزه اين فرقه خود را از عقايد پيشينيان رها ساخحته و عقايد خود را متعادل نموده اند. اولين كسي كه به معرفي اين فرقه با عنوان نصيريه پرداخت عبدا... اشعري قمي بود وي در كتاب المقالات و الفرق آن ها را اينگونه معرفي مي كند كه قائل به امامت علي بن محمد (ع) و نبوت فردي بنام محمد بن نصير غيري هستند كه ادعاي نبوت و رسالت داشته و امام بن محمد عسگري (ع) او را فرستاده است او قائل به تناسخ بود و در حق ابوالحسن قائل به ربوبيت بود او محرمات و نكاح مردان را جائز مي دانست و تصوير مي كرد اين كار را از روي فروتني انجام مي دهد. نوبختي در فرق الشيعه با كمي تفاوت همين را مي آورد. ابوالحسن اشعري بنيان گذار فرقه اشاعره آنها را جزء را فضه و معتقد به حلول مي داند و آنها را نميريه خوانده و از اصحاب محمد بن نصير غيري نميري مي داند بغدادي نويسنده الفرق بين الفرق آنها را از حلوليه مي داند كه معتقدند روح خدا در 5 كس وارد شده پيغمبر ، علي ، فاطمه ، حسن و حسين وآن 5 تن خدايا نند. شهرستاني آنها را معتقد به وجود يك جزء الهي در امام علي (ع) مي دانند. صاحب الفصل مي گويد: آنها ادعاي الوهيت امام علي مي كنند و در زمان ما در خبه الاردن در شام خصوصاً حلبويه غلبه يافته اند آنها فاطمه دختر پيامبر و امام حسن و حسين فرزندان علي را لعن مي كنند و يقين دارند آنها شياطيني به صورت انسانند آنها ابن ملجم را افضل اهل زمين و بزرگوارترين در آخرت مي دانند زيرا روح لاهوت را از تاريكي جسد رها ساخت. در تبصرةالعوام مده : آمده : آنها جزء شيعه اند و كافرند. استفتاء هم از ابن تيميه آمده و درباره نصيريه فتوا داده در متن استفتاء آنها شراب را حلال مي دانند و قائل به تناسخند و عالم را قديم مي دانند و معتقد به وجود قيامت و بهشت و جهنم در همين دنيا هستند و معتقدند با بزبان آوردن نام 5 تن از غسل و وضو و نماز بي نياز مي شوند علي(ع) را خالق آسمانها و زمين مي دانند و .... ابن تيميه آنها را بدتر از مشركان و يهود و نصارا مي داند و آنها را متظاهر به محبت اهل بيت مي داند در حاليكه به خدا و روز قيامت و كتاب او ايمان ندارند.و كتاب خدا و سخن رسول (ص) را بر طبق آنچه بدان عقيده دارند تاويل مي كنند. در جمع بندي مطالب بالا بدست مي آيد كه بنيان گذار اين فرقه از اصحاب امام دهم و يازدهم يعني محمد بن نصير نميري بوده اما تناقضاتي هم درباره اعتقاد آنها به جايگاه اهل بيت وجود دارد كه شايد با توجه به عقايد آنها كه بر گرفته از مسيحيان و اسماعيليان مي باشد قابل توجيه باشد. اما با توجه به نگارشهاي نويسندگان جديد كه درباره آنها تحقيق ميداني كرده اند مانند نويسنده الفرق والجماعات آنها امروزه عقايد خود را تعديل نموده و علي را خدا نمي دانند برخي نويسندگان نيز اين جماعت را با علويان و اهل حق و علي اللهي ها و .... اشتباه كرده اند و مي گويند امروزه علاوه بر سوريه كه مقر اصلي اين فرقه مي باشد مي توان آنها را در عراق لبنان فلسطين تركيه و حتي ايران يافت اما نويسنده تاريخ المذاهب الاسلاميه مي گويد براي آنها اسمي جز اسلام باقي نمانده و به الوهيت علي (ع) معتقدند. دايرة المعارف مصاحب محل سكني آنها را امروزه در جبال سوريه ميداند. در فرهنگ معين نصيريه و علويه با هم خلط شده اند. در كل عقايد آنها برگرفته هايي از فرق زيديه و اسماعيليه نيز دارد و ظهور روحاني در جسماني را در مورد علي (ع ) قبول دارند تشبيه مي كنند به ظهور جبرئيل به صورت دحيه كلبي، باني اين فرقه محمد بن نصير امام علي النقي را رب و خود را مرسل از طرف او مي دانست. شواهد تاريخي وجود دارد كه بعد از كشتار فجيع علويين توسط تركان عثماني نام علويين به نصيريه بدل و بعد از 1918 يعني پس از جنگ جهاني اول دوباره نام نصيريه را از خود برداشتند كه اين خود مي تواند از دلايل خلط معتقدات علويه با نصيريه باشد و باعث تهمتهايي به علويان باشد در المنجد آمده نصيريه يا علويان در جبل علويين و شمال سوريه ساكن اند و منسوب به محمد بن نصيرند و بزرگترين متكلم آنها المصيبي است. محمدرضا حكيمي روحاني لبناني در نهايةالفرق نهايةالملوك آنها را از اصحاب محمد نصير نميري و قائل به نبوت امام عسگري و جواز نكاح مردان مي داند. نويسنده العلويون النصيريون مي آورد: آنها معتقدند علي محمد و سلمان سه ذات الهي را تشكيل مي دهند و به تناسخ معتقدند. شيبي نويسنده عراقي در الصلة بين التصوف و التشيع آنها را جمع كننده بين مسيحيت و اسلام مي داند مشكور[1] نصيريه را علويه و انصاريه مي خواند كه در قرن پنجم از شيعه اماميه منشعب شدند و بعدها در شمال غربي سوريه جاي گرفتند كه عقايد آنها التقاطي از شيعه و مسيحيت و پيش از اسلام است و خدا در عقيده آنها ذات يگانه ايست كه مركب از سه اصل لايتجزي به نام هاي معنا و اسم و باب است اين تثليث در وجود انبياء ، محمد ، علي و سلمان تجسم يافته بدين سبب تثليث مزبور را با حروف «عمس» معرفي نمودند كه اشاره به سه اسم علي محمد و سلمان است آنها دو طبقه عامه و خاصه دارند كه خاصه از خود كتاب مقدسي دارند كه مضمون آن ها را تأويل مي كنند ولي براي عامه مكشوف نمي سازند. يحيي اميني در معجم الفرق اسلاميه بين نصيريه، نميريه و علويان فرق ميگذارد اما نصيريه و نميريه هر دو را از غلات مي داند . اما علويه را اثني عشري مي داند و غلو را فقط در حب اهل بيت مي داند كه معتقد به عصمت و قديست ائمه اند و سلمان را هم اضافه برآنها مي كنند كه دليل آن روايت «سلمان منا اهل البيت » است و بنيان گذاران علويه ابوذر، حجربن عدي ، سلمان فارسي ، مقداد ، بلال و عمار ياسر هستند. در ويراستاري جديد كتاب فرق و مذاهب كلامي آمده اين گروه معتقدند: 1. علي بن ابيطالب خداست يا الوهيت در او حلول كرده است 2. سلمان فرستاده علي است 3. كلمه سر عبارتست از سه حرف ع (علي ) م (محمد) و س (سلمان ) 4. ابن ملجم لاهوت را از ناسوت رها كرد و نبايد او را لعن كرد. 5. شراب از نور است و درخت مو را بزرگ مي دانند و آنرا گناه مي دانند. در اين كتاب به اشتباه عقايد نصيريه به علويه نسبت داده شده است در كل نويسندگان شيعه علويه را از اين تهمتها مبرا مي دانند و گاهي سخنان شهرستاني را نقد كرده اند. محمد حسين فضل ا.... يكي از علل وقوع انحراف در ديدگاه هاي علويون دور افتادن آنها از مراكز فرهنگي و ظلم و ستم حكومتها به آنها مي داند. افرادي چون كامل الغزي در المذهب في تاريخ حلب و فيليپ حتي در تاريخ سوريه و عمر فروخ در تاريخ الفكر العربي نصيريه را از اسماعيليه مي دانند. محمد جواد مشكور در فرهنگ فرق اسلامي مي آورد: روحانيون نصيريه مراسم مذهبي را بر بلنديها در بقاعي كه (قبه) ناميده مي شود برگزار مي كنند قبه ها معمولاً بر مقابر اولياي آن طايفه قرار دارد آنها در بزرگداشت عيسي افراط مي كنند و عده اي از شهداي مسيحي را محترم مي شمارند و به تعميد و اعياد مسيح توجه دارند. آنها غير از الوهيت علي هيچ مشتركاتي با علي اللهي ها ندارند آنها امروزه در جند الاردن خصوصاً حلبريه زندگي مي كنند آنها معتقدند پيامبر مأمور به ظاهر و علي مأمور به باطن بود آنها مي گويند پيغمبر علي را به عيسي تشبيه كرده و فرموده اي علي اگر مردم آنچه را كه درباره عيسي گفتند درباره تو نمي گفتند هر آينه من درباره تو سخنها و گفتارهايي مي راندم از اين جهت آنها علي را در رسالت شريك محمد (ص) مي دانند آنها مي گويند سخن گفتن علي با مار و كندن در خيبر به قوه جسداني نبود بلكه به نيروي رباني او بود علي پيش از خلق زميني و آس آسمان موجود بود و خداوند بدست او جهان را آفريد. نصريه گاه خود را به نصير غلام علي (ع) نسبت مي دهند و اعياد آنها 18 ذي الحجه عيد غدير ، عيد فطر عيد اضحي يا قربان ، عيد فراش (شبي كه علي در بيشتر پيامبر خوابيد)، عيد دوم غدير (روزي كه يوم الكساء گويندو حديث مذكور در آن روز براي 5 تن نازل شد) ، عيد ايراني مانند نوروز و مهرگان و .... در كتاب كوچك و مخطوط «التعليم الديانة النصريه» كه در كتابخانه ملي پاريس تحت عنوان شماره 6182 مضبوط است آمده آفريده انسان علي است و او رب محمد است و محمد حجاب علي است در كتاب المجموع نامهاي علي احد و لم يلد و لم يولد و قديم لم يزل بوده و با آن شهادتمي دهند اشهد ان لا اله الا علي بن ابيطالب و علي هو الذي خلق محمداً و سماه الاسم و محمد هو حجاب علي و مسكنه و محمد خلق سلمان الفارسي من نور نوره و جعله الباب و المكلف بنشر دعوة و محمد خلق الايتام الخمسه مقداد، ابوذر، عبدا... بن رواحه ، عثمان بن مظلعون و قنبر بن كدان دوسي نصيريه چهار طايفه اند: 1- حيدريه 2- شماليه يا شمسيه (محل علي را در آفتاب مي دانند) 3- قمريه يا كلازيه (سكونت علي را در ماه مي دانند و شراب را حلال و باعث قرب به ماه يا علي مي دانند) 4- غيبيه : (معتقد به تجلي خدا در علي و غيبت او در زمان حالند) محمد بن نصير از اصحاب امام دهم و يازدهم شيعه تغييراتي در مذهب اماميه انجام داد ابو جعفر محمد بن عثمان نائب امام زمان (عج) او را لعنت كرد و از او تبري جست علامه حلي او را از بزرگان بصره مي داند و مردي دانشمند اما روايات او را ضعيف شمرده است. آنها (نصيريه) پندارند خداوند بعضي اوقات در جسد علي حلول مي كرد شهرستاني هم آنها را از حلوليه مي داند. ابن حزم اندلسي محل آنها را اردن و شام خصوصاً حلبويه مي داند. علويان وجه تسميه خود را به نصيريه در زمان فتح حمص و بعلبك مي دانند كه گروهي شيعه علي (ع) كه در بيعت غدير حضور داشتند و 450 تن بودند ابوعبيده را در جنگ ياري كرده و بعد فتح در نواحي شام مسكن گزيدند و آنها را نصيريه يا نصره يعني پيروز خواندند كه شايد اين دليل خلط اين گروه نصيره با نصيريان كه از پيروان محمد بن نصير نميري بودند باشد، هر چند محل زندگي آنها مشترك و در جبال نصيريه سوريه باشد. اصول كلام مذهب نصيريه بدست حسين بن همدان خصيبي (متوفاي 358 ) نهاده شده است كه قبر او در شمال حلب و معروف به مقام شيخ بقرق است از كتب او هداية الكبري ، الاخوان و المائده مي باشد او عقايدي را از اسماعيليه گرفته است. اينها را نبايد با علوياني كه بعدها نصيريه خوانده شدند اشتباه كرد زيرا آنها مؤسس مذهب خود را علي (ع) مي دانند. نصيريه سلمان فارسي را باب علي ، قيس بن ورقه را باب حسن مجتبي ، رشيد هجري را باب حسين (ع) عبدا... غالب را باب زيني العابدين، يحيي بن معمر را باب محمد باقر، جابر بن يزيد جعفي را باب جعفر صادق ، محمد بن ابي زينب كاهلي را باب موسي بن جعفر، مفضل بن عمرو را باب علي الرضا، محمد بن مفصل را باب محمد تقي ، عمربن فرات را باب علي الهادي و ابوشعيب محمد بن نصير نميري را باب حسن عسكري مي دانند. آنها عقيده دارند ايمان كامل را مسلماناني دارند كه پيش از فداكاري علي در ليلة المبيت ايمان آورده باشند آنها به ظاهر و باطن آيات قرآن و احاديث نبوي هستند. هنگام تسلط عثماني بر سوريه طبق فقه ابوحنيفه علويان مورد شكنجه و قتل واقع شدند و سلطان سليم عثماني در يكروز 60000تن را به گونه اي فجيع كشت اما با تسلط فرانسويان در 1920 كوهستانهاي نصيره سرزميني مستقل علويان ناميده شد و در 1922 قاضي القضاتي از خودشان براي آنها برگزيدند و نصيريه پس از 400 سال آزاد شدند و از اين تاريخ خود را علويه خواندند و از 1946 حتي جمعي براي تحصيلات به نجف رفتند از همين تاريخ بر اثر توجه مراجع قم و نجف چون آيت ا... بروجردي و آيت ا... سيد محسن حكيم جمعيتهاي خيريه اسلامي در مناطق آنها و مساجد در آنجا تأسيس شد. اينها به غير از شمال سوريه در لاذقيه ، بانياس و طرطوس و حمص و حماو ... سكني دارند و جمعيت آنها حدود يك ميليو.ن نفرات و در لبنان بيشتر در طرابس مي باشند در تركيه نيز در ادنا و اسكندرون انطاكيه و طرسوس و كليكيه مي باشند و بيشتر دهقان و چوپانند و عده كمي از آنها تحصيلات عاليه دارند در 1937 يكي از آنها بنام سليمان مرشد با حمايت فرانسه ادعاي حلول كرد و فتنه اي بر پا كرد اما بعد از خروج فرانسه و رياست جمهو.ري شكري قوتلي در 1946 در ميدان مرجه دمشق به دار آويخته شد آنچه در مورد نصيريه مسلم است بعد از ظهور خصيبي تغييرات زيادي در عقايد آنها بوجود آمد بطوريكه برخي او را مؤسس واقعي مي دانند او ابتدا در كرخ و حومه شيعه نشين بغداد به كار اشتغال داشت اما بعد آن زندگي خانه بدوشي را اختيار كرد و در موصل درگذشت و نوشته ها و ديوان اشعاري از او بجا ماند نوه و شاگرد او به كرانه شمالي سوريه نقل مكان كرد و آثار متعددي در آن مذهب نوشت و مردمان آنجا را به اين مذهب فرا خواند و به غلات كوفي از جمله ابوالخطاب متوسل شدند امروزه بخش قابل ملاحظه اي از سربازان و افسران سوري از آنها هستند و مهمترين مذهبها را در حزب سوريه و دستگاه حكومني بعد از كودتاي نصيره (1970) دارند و صاحب نفوذند مخالفان حكومت حافظ اسد در انتقاد رژيم از اشعارهاي مذهب نصيره بهره مي گرفتند تا رئيس حكومت را بارافضي قلمداد كردن بدنام كنند اما حافظ اسد مي كوشيد با حضور علني در مراسم نماز مساجد اين اتهام را خنثي كند. سياح آلماني كارستن اولين بار از ميان مستشرقين اين فرقه را معرفي نمود. جنگهاي صليبي 488-690 ق از علل مهاجرت نصيريها به كوههاي سوريه بوده است . امروزه نصيريه اصلاحاتي در باورها و اعتقادات خود انجام داده اند كه آنها را به مذهب اماميه نزديكتر مي كند جمعي از علماء در قرن 20 در لاذقيه اجتماعي براي تقريب آراء و انديشه ها تشكيل دادندكه منجر به بيانيه اي شد كه در مقدمه آن چنين آمده كه اينها عقايدي ندارند كه مخالف عقيده اماميه باشد. اينكه نويسندگان قبل از شهرستاني (متوفاي 548 ق برابر 532 ه ش ) از نصيريه نام نبرده اند و فقط آنها كه با كمي فاصله قبل و بعد او بوده اند درباره آنها نگاشته اند مي تواند شاهدي بر پيدايش نصيريه در قرن پنجم باشد زيرا اين فرقه در زمان او كاملاً شناخته شده باشد. نتيجه: بوجود آمدن غلو در ميان مسلمانان از بعد فوت پيامبر (ص) بوجود آمد آنجايي كه عمر خطاب بعد رحلت پيامبر مرگ او را باور نمي كرد و يا قضيه شتر عايشه و جنگ جمل كه افرادي از سپاهيان تنها از اين روي كه شتر به همسر پيامبر تعلق دارد سرگين آنرا مي بوئيدند و مي گفتند: بوي سرگين شتر مادر ما بوي مشك و عنبر است اما تاريخ پيدايش غلو شيعي به كوفه برمي گردد عوامل پيدايش غلو در كوفه عبارت بودند از :1- زياده روي در علاقه و دوستي 2- احساس كوتاهي و تقصير نسبت به گذشته : اعمالي كه نسبت به علي (ع) و حسن و حسين (ع) انجام دادند و بعد در اثر روي كار آمدن حكام جور پشيمان شدند و آرزوي عدالت و حكومت آنها را كردند. 3- فشار و ستم امويان بر خاندان پيامبر (ص) و ممنوعيت ياد و نام آنها در بين مردم 4- روحيه و بافت اجتماعي عراقيان : كه خود نشأت گرفته از ضعف عنصر قبيله اي ، حضور يمانيان در كوفه و اشنايي مردم عراق با اديان و مذاهب غير اسلامي و حضور جايگاه موالي (در ايران باستان چيزي شبيه عصمت براي شاهان قائل بودند كه به آن فروهر مي گفتند) و آشنايي با تفكرات گنوسي كه همه اينها در اول موجب ظهور كيسانيه و بعد مختاريه شد طايفه نصيريه دنباله جرياني از غاليان بود كه از عصر امام هادي و عسكري (ع) آغاز شده بود و گروهي معتقد به تفويض و گروهي حلول و ... شدند و گروهي به تجسيم و تشبيه نبوت امامان ، تقديس اعداد و رجعت و بداء روي آوردند به طور كلي غاليان را نمي توان به صورت مذهب مستقل معرفي كرد بلكه اماميه ، زيديه ، كيسانيه ، اسماعيليه و مذاهب ديگر شيعه خود در طول تاريخ دچار غلو شده و مذاهب فرعي از آنها جدا گشته است . كه نصيريه از آنها مي باشد . منابع و مآخذ 1. مقاله غاليان ، تاريخچه و مناسبات فكري با شيعه اماميه ، دكتر حسين صابري 2. فرهنگ فرق اسلامي ، محمد جواد مشكور ، مركز تحقيقات كامپيوتري علوم اسلامي ، عضو هيات علمي اديان 3. مقاله علويان در سوريه ، محمد جواد مشكور ، حسن غروي اصفهاني 4. سعد بن عبدا... ابي خلف الاشعري القمي ، المقالات و الفرق ، مركز انتشارات علمي و فرهنگي تهران 1360 5. ابي محمد حسن بن موسي نوبختي ، فرق شيعه ، چاپخانه حيدريه نجف 1935م 6. علي رباني گلپايگاني ، فرق و مذاهب كلامي ، مركز جهاني علوم اسلامي 1377 7. شناخت مذاهب اسلامي ، سازمان مدارس خارج كشور 1379 8. نعمت ا... صفري فروشاني ، غاليان ، بنياد پژوهش هاي آستان قدس رضوي 1378 9. ابي الحسن علي بن اسماعيل الاشعري ، مقالات الاسلاميين ، نشر اسلاميه 10. عبدالقاهر بغدادي ، الفرق بين الفرق ، ترجمه محمد جواد مشكور ، نشر اشراقي 1398 11. عبدالكريم شهرستاني ، الملل و النحل ، نشر رضي 1364 12. عبدالرحمن بدوي ، تاريخ انديشه هاي كلامي در اسلام ، توجيه حسين صابري ، قدس رضوي 1374 13. محمد جواد مشكور، تاريخ شيعه وفرقه هاي اسلام ، اشراقي ، تهران 1362 14. رضا برنجكار ، آشنايي با فرق اسلامي ، 1377
اللهم صل علي محمد و آل محمد (ص) مهدي كرماني –تاريخ تشيع نرآنهانها بوآآنهآ. نهاْآ ن شهادت مي دفري آنهاكندن نراآ آآنها را التشيع نهنها المن مده الاسلاميه نهانها نها خالق سمانس خهآ آن هآن كاآن آ
Nusayriyyah Doctrines Nusayriyyah is an extreme Shiite group named after its urported founder, Abu Shu'ayb Muhammad ibn Nusayr (d.868). Nusayri doctrine is a mixture of Islamic, Gnostic and Christian beliefs. The Nusayris possess three distinctive doctrines which have led them to be treated as heretics by Sunni Muslims. The belief in incarnation. The Nusayris believe that Ali is God in the flesh. Ali created Muhammad from his spirit, and Muhammad created Salman, an early Shiite saint. These three form a Trinity in which Ali is described as the'meaning', Muhammad is the 'name' and Salman is the 'door'. The rejection of the Qur'an and all forms of prayer associated with the Sunni tradition. All Islamic teaching can be interpreted spiritually and therefore does not have to be taken literally. Nusayris believe in reincarnation. Contrary to Islamic belief, the Nusayris claim that women do not have souls and, therefore, there is no need to explain the secrets of Nusayri doctrine to women. Nusayris have their own distinct religious leaders, called shaikhs. These shaiklas are believed to be endowed with a kind of divine authority. One of the Shaikh's duties is to lead religious and other forms of ceremony. Nusayris have special feasts in which they celebrate the anniversaries of their sacred figures. At the age of ) q Nusayris undergo an initiation rite in which they begin to learn some of the secrets of the sect. Nusayris are in fact born into the sect; the initiation ceremony serves to confirm their membership. History The Nusayris trace their origins to the eleventh Shi'a Imam al-Hasan al-Askari (d.873) and his pupil Ibn Nusayr (d.686). The Nusayris mostly lived in the mountains of Syria, supported by the Shi'ite Hamdanid dynasty. In 1260 the Shi'ite state fell to the Seljulc Turks. The break down of political support made the Nusayris extremely vulnerable to attack and persecution. In 13the Mongols captured Aleppo, the capital of the region, and killed many thousands of Shi'as. At the end of the )wth century many Shi'as were massacred by Sunni Muslin-is who objected to Shi'a support for the Christian crusaders. From then on the Nusayris and other Shi'ite branches were required to conform to the practices of Sunni Islam. In the twentieth century Nusayris have enjoyed a degree of political dominance that is disproportionate to their size. After the first world war the French, who were ruling Syria at the time, made an unsuccessful attempt to establish a separate Nusayri state. Since 1970, following the coup of the Nusayri air force chief, Hafiz al-Asad, the Nusayris have been dominant in Syrian political and military life. Attempts to politically discredit President Asad because of his eterodox religious beliefs have been unsuccessful. Symbols Nusayris use wine as a symbol for God. Adherents. It is estimated that there about 600000 Nusayris in Syria who make up about 11% of the population of the country (Halm 1991,159). Headquarters/ Main Centre The headuarters of the movement is in Damascus, Syria. *نُصِيريّه[2] دكترينها (تعاليم و اعتقادات) نصيريه از گروههاي افراطي شيعه ميباشد كه نام آن برگرفته از بنيانگذار آن يعني ابو شعب محمد بن نصير ميباشد (سال 868). نصيريه داراي سه دكترين مشخص ميباشد كه باعث شده از منظر مسلمانان اهل تسنن به عنوان بدعت گذاران مرتد تلقي شوند.
اعتقاد به جسم نصيريه معتقد است كه علي، خداوند است كه در قالب تن و گوشت تجسم و تجلي يافته است. علي محمد را از روحش خلق كرد. و محمد سلمان و روح اوليۀ شيعه را ايجاد نمود. اين سه، تثليثي را شكل ميدهند كه علي به عنوان «معنا»، محمد «نام» و سلمان «باب» است. ردّ قرآن و تمامي اشكال نماز و نيايش در ارتباط با سنت اهل تسنن. كل آموزههاي اسلامي ميتواند از لحاظ معنوي و الهي تفسير شوند و لذا نبايد رويكرد تحت الفظي به آن داشت. پيروان فرقۀ نصيريه اعتقاد به جسم يا تجسد دوباره دارند. بر خلاف اعتقاد اسلامي، آنها ادعا ميكنند كه زنان فاقد روح هستند و از اينر نيازي به شرح اسرار دكترين نصيريه براي آنها نيست. نصيريان داراي رهبران مذهبي خاص خود هستند كه شيخ خوانده ميشوند. ميان آنها اعتقاد بر اين است كه اين شيوخ داراي نوعي قدرت و اختيار الهي هستند. يكي از تكاليف شيخ رهبري مراسم مذهبي و مانند آن ميباشد. پيروان فرقه نصيريه داراي جشنهاي خاصي هستند كه در آن، مناسبتهاي سالگرد اشخاص مقدس را جشن ميگيرند. نصيريان در سن 19 سالگي وارد آيين پاگشايي (مناسك آغازين) ميشوند كه شروع به آموختن برخي از اسرار اين فرقه ميكنند. در حقيقت نصيريون در درون فرقه متولد ميشوند. مراسم پاگشايي براي تأييد پذيرش آنها به عنوان عضويت گروه ميباشد.
تاريخ و پيشينه پيروان نصيريه ريشه و اصل خود را به امام يازدهم شيعه امام حسن عسگري (سال 873) و شاگرد ايشان يعني ابن نصير منتسب ميكنند. نصيريه عمدتاً در مناطق كوهستاني سوريه زندگي ميكردند كه تحت حمايت سلسلۀ شيعي حمداني بودند. در سال 1085، دولت شيعي بدست تركهاي سلجوقي افتاد. با از ميان رفتن حمايت سياسي، نصيريان شديداً آسيبپذير گشته و مورد تهاجم و شكنجه قرار گرفتند. در سال 1260، مغولها، آلپو (پايتخت منطقه) را به تسخير خود در آوردند و چندين هزار شيعه را به قتل رساندند. در اواخر قرن سيزدهم، مسلمانان اهل تسنن كه مخالف پشتيباني شيعه از مبارزان مسيحي بودند دست به كشتار زدند. از آن هنگام به بعد، نصيريه و ديگر فرق شيعي ملزم به پيروي از دستورات و فرامين اسلامي سنّي بودند. از آن هنگام به بعد، نصيريه و ديگر فرق شيعي ملزم به پيروي از دستورات و فرامين اسلامي سنّي بودند. در قرن بيستم، نصيريه از درجهاي از تسلط سياسي برخوردار شدند كه نامتناسب با اندازۀ آنها بود. پس از جنگ جهاني اول، فرانسويها ك بر سوريه حكومت ميكردند تلاش كردند تا كشور نصيريۀ مستقلي تأسيس كنند كه موفق به انجام آن نشدند. از سال 1970، پس از كودتاي فرماندۀ نيروي هوايي، حافظ اسد، نصيريه به حيات سياسي و نظامي سوريه تسلط يافت. تلاشهايي براي بي اعتبارسازي سياسي رئيس جمهور (به علت اعتقادات مذهبي نامتعارف وي) صورت گرفت كه ناموفق ماندند.
نمادها نصيريه از شراب به عنوان نمادي از خداوند استفاده ميكنند.
پيروان تخمين زده ميشود كه حدوداً 000/600 هزار نفر از پيروان نصيريه در سوريه زندگي ميكنند. كه تقريباً 11% از كل جمعيت سوريه را تشكيل ميدهند. (هالم، 1991-صفحۀ 159)
ستاد مركزي: مركز اصلي ستاد مركزي اين جنبش در دمشق سوريه قرار دارد.
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم خرداد ۱۳۸۹ساعت 1:0  توسط رفیق شفیق
|
|